خودشیفتگی  

درخواست حذف این مطلب
خودشیفتگی درجه داره من خودمو مبرا از اون نمی دونم و الان از سر خودشیفتگی می گم: یک آقایی منو از چنگال ر مردم آزار اداره بیرون آورد و حتی چهار ماه مهلتش ندادند که با حکم معاونت باز نشسته بشه به محض اینکه ورق برگشت کنارش گذاشتند.   یک گوساله ای منو گرفتار فلاورسیتی کرد و یک سال بعدش ترفیع گرفت رفت اداره کل یک ی گند زد به آبرو و حیثیت من.منم اصلا نمی دونستم چه ککه ای است فکر !!! چون بچه ننه است و منو گرفتار اون موجود روانی دیده خواسته منو از سبد در آر

ادامه مطلب  

بیستمین  

درخواست حذف این مطلب
حالم خوب نیست! یعنی اصلا خوب نیست. داغونم!!! از ساعت 2 صبح یا شب نمیدونم , تا ساعت 16 تو رخت خواب بودم نمیخواستم از جام جدا بشم چند سری پیامای متعددی که میداد و میخوندم باز چشامو میبستم غُر زدنای خواهرم برای بیدار !!! م که بزور منو ببره دوباره چک !!! پیاماش.هِی بخواب هِی بلند شو نهارم نخوردم درد کشیدم درد کشیدم گیج گیجم نمیدونم چیکار کنم دوست دارم همه رو از زندگیم خط بزَنم بفرستمشون برن گورشونو گُم کنن فقط تنها باشم خودم بخوام انتخاب کنم کی کنارم با

ادامه مطلب  

یه دبیر داریم...  

درخواست حذف این مطلب
سلااااااااااام خوبیییییییییییییییید؟؟امروز روزی بود عااالی و بسی خندیدیمخب از سرویس تا مدرسه که خبری نبودرفتیم ... خونه اثنا جون اومدن صحبت ... بعد رفتیم کلاس زنگ اول عربی وداشتیماما سوژه های عربی:1-هنگامه داشت از روش میخوندگفت:حَواربدیعیان:حَوار که یعنی داد و بیدادحِوار یعنی گفت و گو2-یه سوالی گفت:بائع حقیبه فی هذه غرفه کبیرگفت ترجمش کنیدبعد ما با کمال اعتماد به نفس  جوابو یافتیم:راننده ی باغ در این اتاق بزرگ استهی میگفتیم آخه یعنی چی

ادامه مطلب